متفاوت ترین اثر شیخ امیر مفاتح
من
همیشه.....
من همیشه......
جایی برای رفتن بود اگه من اینجور آدمی نبودم
این طور بیشرف
هرکس راهی برای رفتن داشت
من یک ترسو هستم
نتونستم
من یک هیچم
نتونستم دست تو را بگیرم
کسی را که پسرم میگفت از پشت زدم
قاتلم من.. جز خودم قاتل همه هستم. به این خجالت تا آخر عمرم محکوم شدم.
برای گفتن این خیلی خجالت میکشم ام ...
من خیلی تو را ....
الآن بهترین چیزی که بهم میاد انجام میدم
چیزی جر اینو انجام دادن از دستم بر نمیاد چون تو هم دیدی
مثل همیشه در هرکاری که به بن بست میخوردم
برای اون چیزایی که با جسارت نمیتونستم صاحب بشم و ول میکردم و میرفتم

امیر فرار میکنه



نوشته شده در تاریخ شنبه نوزدهم تیر 1389 توسط اعجاب النـامه
نفرت از کس دیگری آسونه
اما نفرت از خودت ....
آن خیلی بده
قابل تحمل نیست
پشیمانیم بیشتره یا خجالتم؟؟؟  نمیدانم!
فقط اونو میدونم که اینو تا آخر عمرم به خودم می برم
فقط تلاش می کنم خودمو ببخشم
اما این عذر نداره
بخشش نداره
محکوم شدم
هیچ زمان تمیز نمی شوم
میدونم
اونو برای شسته شدن از این گناه دوست ندارم
واسه نجات دادن خودم از این عذاب هم دوست ندارم
فقط دوستش دارم




نوشته شده در تاریخ جمعه چهارم تیر 1389 توسط اعجاب النـامه
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

Blog Archive