نمی تونم جلوی خودمو بگیریم
به تو نمیتونم بی توجه باشم
در کنارت نابود میشم
ضعیف میشم
کوچک میشم
نمیتونم فکر کنیم
تا حالا هرگز این چنین احساسی بهم رو نداده
خیلی تعجب میکنم
نمیتونم باور کنم خودم رو
اما احساساتی بهم رو میده که نمیتونم تعریفش کنم بغضم اجازه نمیده
با دانستن اینکه که دلم خواهد سوخت و خیلی سختی خواهم کشید و با اینکه میدونم امکان پذیر نیست این ماجرا ولی با شدت میخوامت
چند لحظه قبل دستم را درزا کردی به آتش
وسط شعله ها
این یک آتشه و میسوزم اما دردشو احساس نمیکنم
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 توسط
اعجاب النـامه
من دقیقا تو یه روز بهاری عاشق شدم
با یه خبر
دقیقاً تو یک سه شنبه بهاری سال نو
با تمام خوشی و شادابی ولی
ولی....
حالا عذابم میدهند این کار و این عشق برای همیشه هم آزارم خواهد داد
مطمئنا برای همیشه
تا آخرش که جونم هست
کمتر کسی پیدا میشود مثل من
شاید عشق من یک طرفه باشد یا متقابل ؟!!!!
ولی...
کاش میشد ....
با یه خبر
دقیقاً تو یک سه شنبه بهاری سال نو
با تمام خوشی و شادابی ولی
ولی....
حالا عذابم میدهند این کار و این عشق برای همیشه هم آزارم خواهد داد
مطمئنا برای همیشه
تا آخرش که جونم هست
کمتر کسی پیدا میشود مثل من
شاید عشق من یک طرفه باشد یا متقابل ؟!!!!
ولی...
کاش میشد ....
نوشته شده در تاریخ سه شنبه هفدهم فروردین 1389 توسط
اعجاب النـامه