دقیقا این پنجشنبه بود که از کلاس می اومدم و از جلوی دکه روزنامه فروشی رد میشدم که یه دفعه چشم خورد به روزنامه " همشهری" که نوشته بود
این هفته خلاصه رمان "شرط" نوشته آنتوان چخوف
گرفتم فقط بخاطر اون رمانش و وقتی با اشتیاق به خونه رسیدم زود کتابچه رو باز کردم و شروع کردم به خوندن
بعدا خیلی ناراحت شدم. دقیقا زمانی که بانکدار بی لیاقت داشت نامه جوان رو میخوند.
دقیقا اونجا
بعد ها فکر کردم که تو این دنیا شرط و خاطر بازی هوس است و هیچ و پوچ
دربارش یه فکری کنین
پینوشت: پیشاپیش روز معلم رو هم تبریک میگم به همه
همین
نوشته شده در تاریخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 توسط
اعجاب النـامه